تبلیغات
خنده برای همه
بخند تا دنیا بهت بخنده
تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1392
نویسنده : بهروزی









توجه                      توجه



دوستان عزیزآدرس وبلاگ به:



www.FUN4all.mihanblog.com




تغییرکرد.





دوستانی که ما را لینک کرده اند


آدرس جدید را لینک کرده


و در وبلاگ جدید به ما اطلاع بدهند



منتظر بازدیدها


 ونظرهای شماهستیم.









موضوعات مرتبط: خنده برای همه , خرید پستی ,
برچسب‌ها: پست , ثابت , پست ثابت , به نام خدا , به نام او , بسم الله الرحمن الرحیم , خنده برای همه ,
تاریخ : یکشنبه 23 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

میخ طویله, جک خنده دار



   منطقی حرف زدن با بعضی ها،حتی از پوشیدن دمپایی لا انگشتی با جوراب هم سخت تره !

¤¤¤¤¤¤¤¤¤مطالب خنده دار¤¤¤¤¤¤¤¤¤


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: مطالب , خنده دار , مطالب خنده دار , خنده برای همه ,
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نویسنده : علیرضا صدیقی

جوک خنده دار, مطالب طنز

 

پسره تو كلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی خوشگل  میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت كمكم كن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم میرم!

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦لطیفه های خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: خنده برای همه , خنده , خنده دار , طنز , جالب , لطیفه ,
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نویسنده : علیرضا صدیقی









سر جلسه امتحان به جلوییم میگم سوال ۳ رو بلدی؟! میگه آره می خوای!؟ پـَـــ نــه پـَـــ نگرانت بودم میخواستم اگه ننوشتی بت بگم!!!

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =







ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: پ ن پ , خنده برای همه , باحال , طنز , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: پ ن پ , خنده برای همه , خنده , خنده دار , طنز , جالب , باحال ,
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نویسنده : علیرضا صدیقی








صدا و سیما در طی اقدامی مسرت بخش تصمیم به تاسیس بیست و یکمین

شبکه خود با عنوان “شبکه حلزون” گرفت.

این شبکه به منظور افزایش الانتویین و کلاژن و همچنین

کاهش خجالت از پوست به صورت بیست و چهار ساعته

اقدام به پخش تبلیغات “کرم حلزون” خواهد کرد





ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: خنده برای همه , خنده دار , طنز , جالب , باحال ,
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نویسنده : علیرضا صدیقی
12800805552342965949.jpg


اولین هنری که پس ازدیدن چهره آرایش کرده دختران امروزی به ذهن شما می رسد چیست؟؟؟؟

1-مینیاتور

2-صافکاری،بتونه کاریونقاشی اتومبیل

3-آسفالت کوچه بقلی

4-من به اینا نگاه نمیکنم 



خواهشا شرکت کنیدددددد :)))))



موضوعات مرتبط: نظر سنجی , خنده برای همه , جالب ,
:)
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
نویسنده : علیرضا صدیقی




خداوکیلی لذتی که تو رقصیدن و قردادن تو اتوبوس،زمان مدرسه،درحال رفتن به اردوبود...

انصافا ،وجدانا...

تو هیچ دیسکویی تو دنیا نیست

:)))))

:)))






موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , خنده دار , جالب ,
تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

اعتراف های خنده دار, طنز اعتراف


اعتراف می کنم یه با زنگ زدم 700 اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد یه ربع یه پسره جواب داد منم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم: سلام منزل آقای ایرانسل؟

:::::::::::اعتراف های خنده دار:::::::::::::



ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , داستان , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: اعتراف , خنده دار , اعتراف های خنده دار , خنده برای همه , جالب , باحال , طنز ,
تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392
نویسنده : بهروزی





حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه

نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریک عرض میکنم . . .

التماس دعا

 





موضوعات مرتبط: مذهبی , خنده برای همه ,
برچسب‌ها: ماه , رمضان , تبریک , خنده برای همه ,
تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

امان از دست ایرانی‌ها

 

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , داستان , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: خنده برای همه , ایرانی ها , خنده دار , باحال , طنز ,
تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

فراموشی پیرمرد + طنز

 

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.


پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»


پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , داستان , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: طنز , خنده دار , باحال , فراموشی , پیرمرد , فراموشی پیرمرد , خنده برای همه ,
تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

اصفهان,سرگرمی,مطالب طنز

 


*اتفاق جالبی که در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت 180 کیلو متر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد کنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !

اصفهانی با لهجه ی غلیظی میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم مالی من نیست کارتا ایناشم پیشی من نیست

*من صاحب ماشینا کشتم ا جنازاشم انداختم تو صندوق عقب.چاقوشم صندلی عقب گذاشتم.حالاوم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم که شوما منو گیریفتین

*مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , داستان , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: محض خنده , ظنز , خنده دار , جالب , باحال , اصفهانی , خنده برای همه ,
تاریخ : دوشنبه 17 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند.

بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند.

یکی از آنها از سر خشم؛بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود؛

سخت آزرده شد

ولی بدون آنکه چیزی بگوید،روی شنهای بیابان نوشت

((امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد.))

آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , جالب ,
برچسب‌ها: دو , دوست , داستان , جالب , خنده برای همه ,
تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

داستانی واقعی در روزگار ما
 

مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی

 قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از

شهرک های مشهد خریدم اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم

 اتاقی را که گوشه حیاط بود اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته

بود که احساس می کردم فرزندان خردسالم دچار افسردگی شده اند.

 وقتی از سرکار به خانه می آمدم آن ها...

از من طلب «کباب» می کردند من که توان خرید «گوشت» را نداشتم

 هر بار با بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که متوجه

شدم هر چند روز یک بار از اتاقی که به اجاره واگذار کرده ام

«بوی کباب» می آید و همین موضوع باعث شده تا فرزندانم از من

تقاضای کباب بکنند
  
عکس

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , غمگین , داستان ,
برچسب‌ها: داستان , واقعی , کباب , فقر , داستان واقعی روزگار ما , خنده برای همه ,
تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1392
نویسنده : بهروزی
 

 


آخرین مطالب