بخند تا دنیا بهت بخنده
تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392
نویسنده : بهروزی

فراموشی پیرمرد + طنز

 

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.


پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»


پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: خنده برای همه , باحال , طنز , داستان , خنده دار , جالب ,
برچسب‌ها: طنز , خنده دار , باحال , فراموشی , پیرمرد , فراموشی پیرمرد , خنده برای همه ,
آخرین مطالب
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic